چطور داستان خواندن به ارتباطات ما کمک می‌کند؟

LIGHT SHINING FROM OPEN BOOK

چطور داستان خواندن به ارتباطات ما کمک می‌کند؟

LIGHT SHINING FROM OPEN BOOK
زندگی ما را ارتباط با انسان‌ها می‌سازد و کیفیت زندگی ما را کیفیت این ارتباطات معین می‌کنند. تمام تلاش برای یادگیری مهارت‌های ارتباطی تلاشی برای داشتن یک زندگی با کیفت‌تر و شیرین‌تر است. ابزارها و تکنیک‌های زیادی هستند که به ما کمک می‌کنند که ارتباطات بهتری داشته باشیم که ما در اینجا به آن می‌پردازیم ولی یک نکته گاهی از نظر پنهان می‌ماند که تمام این تکنیک‌های ارتباطی زمانی به ما کمک می‌کند که زندگی بهتری داشته باشیم که در زندگی تمرین شده باشند و از مرحله اطلاعات به مرحله مهارت رسیده باشند.

تمرین‌های ذهنی ارتباطات

تمرین های ذهنی ارتباطی بعنی اینکه ما کل فرآیند ارتباط و استفاده از تکنیک‌های ارتباطی را قبل از دنیال واقعی چند بار در ذهنمان تمرین کرده باشیم یعنی کل شرایط یک ارتباط واقعی را تصور کنیم و خود را ببینیم که داریم از یک تکنیک ارتباطی استفاده می‌کنیم. از آنجایی که ذهن ناخودآگاه ما فرق بین یک تجربه واقعی و تخیلی را تشخیص نمی‌دهد برای ذهن ما یک تمرین واقعی اتفاق می‌افتد. علت اینکه ما از این روش تمرین استفاده می‌کنیم برای این است که شانس پیروزی ما را افزایش می‌دهد ولی به اندازه یک تمرین واقعی هزینه ندارد و تنها هزینه‌ای که ما می‌پردازیم همان چند دقیقه‌ای است که داریم این شرایط را تصور می‌کنیم.

داستان در زندگی ما چه نقشی بازی می‌کند؟

شاید برای اینکه ارزش قصه در زندگی را بهتر لمس کنیم، بهتر باشد اول به این نکته بپردازیم که چرا اصلاً به تجربه احتیاج است. تجربه برای این است که ما نتیجه یک تکنیک که آگاهانه یا ناآگاهانه استفاده کرده‌ایم را ببینیم. قسمت دردناک تجربه این است که اگر ما اشتباه کرده باشیم چه در انتخاب تکنیک صحیح و چه در اجرای صحیح تکنیک، اتفاقی که می‌افتد این است که ما در یک ارتباط نتیجه‌ای می‌گیریم که دوست نداشتیم بگیریم و معمولاً هم اثر یک عمل انجام شده بر کل رابطه ما باقی می‌ماند. این هزینه سنگینی است برای اینکه ما هر تکنیک اشتباهی را از دایره گزینه‌ها خارج کنیم.
دومین هزینه‌ی تجربه، هزینه‌ی احساسی یک ارتباط ناموفق است. وقتی در یک ارتباط اشتباه می‌کنیم، از نتیجه ناراحت می‌شویم و این ناراحتی شرایط را برای درس گرفتن از اشتباه سخت‌تر می‌کند. دیگر هزینه‌ای که تجربه برای ما دارد زمان و عمر است چون دیدن نتیجه یک رفتار خیلی وقت‌ها، مدت‌ها به طول می‌انجامد و ما زمان زیادی را از دست می‌دهیم و همین وقفه هم باعث می‌شود که ما مطمئن نباشیم که این بازخورد و رفتاری که دیدیم حاصل از کدام یک از رفتارهای پیشین خودمان بوده. این امر هم به نوبه خود آموختن از تجربیات را دشوار می‌کند.
بنابراین داشتن ابزاری که هزینه یک تجربه ارتباطی را برای ما پایین بیاورد خیلی ارزشمند خواهد بود. اینجا است که